استاد بنیسی

محقّق بنیسی

رسانه‌گستر

عملیات انهدام

امور مذهبی

امور رایانه

 

 

 

  حقیقت مرگ چیست؟

آیا معاد امکان دارد؟

دلايل حتمى بودن معاد

دلايل عقلى معاد (1)

دلايل عقلى معاد (2)

دلايل عقلى معاد  (3)

حشر حيوانات

تأثيرات ايمان به آخرت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 

 

 دليل‌هاى عقلى اثبات‌كننده معاد

تهیّه‌کننده: حبیب داستانی، طلبه سطح 2 حوزه علمیّه، مدیرعامل شركت رسانه‌گستر بنیسی

عدالت خداوند

حدّ وسط اين استدلال، عدالت خداى تعالى است. شكل قياسى اين استدلال كه معاد مكلّفين و عاملين را اثبات مى‌كند، به صورت زير است:

مقدّمه 1: خداى تعالى عادل است؛

مقدّمه 2: فرد عادل ظالم و مظلوم را مساوى قرار نداده، ظالم را بر مظلوم مقدّم ننموده، و حق مظلوم را از ظالم مي‌گيرد1؛

نـتـيجه: خداى تعالى ظالم و مظلوم را مساوى قرار نداده، ظالم را بر مظلوم مقدّم ننموده، و حق مظلوم را از ظالم مي‌گيرد.

اكنون قياس استثنايى زير را به آن مي‌افزاييم:

مقدّمه 1: اگر براى انسان معادى وجود نداشته باشد، تساوى بين ظالم و مظلوم، مقدّم‌بودن ظالم بر مظلوم، و اخلال بر پيگيرى حق مظلوم از ظالم پيش مى‌آيد؛

مقدّمه 2: خدا منزّه از تساوى بين ظالم و مظلوم، مقدّم‌بودن ظالم بر مظلوم، و اخلال بر پيگيرى حق مظلوم از ظالم است؛

نـتـيجه: انسان زندگى دائمى و معاد در قيامت دارد تا هر انسانى به آنچه كه استحقاق آن را دارد، برسد.2

 

دليل عادل‌بودن خدا

ظلم معلول نقص است، يعنى سبب آن يكى از موارد زير است:

  • نادانى؛

  • نياز به ظالم؛

  • شقاوت و خبث ذات؛

  • حسادت.

در حالى كه هر نوع نقصى از خداى تعالى منتفى است؛ پس خدا عادل مي‌باشد.

 

تقرير ديگر علاّمه طباطبايى (ره) بر اساس آيه «اَم نجعل الّذين آمنوا و عملوا الصّالحات كالمفسدين فى الارض...3»

انسان همانند ديگر انواع مخلوقات كمالى دارد و كمال او، خارج‌شدن از قوّه به فعل در علم و عمل است، به اين كه اعتقادات حق داشته باشد و كارهاى صالح را انجام دهد؛ پس «الّذين آمنوا و عملوا الصّالحات» افراد متّقى هستند كه در انسانيّت كامل مي‌باشند و «المفسدين فى الارض» فجّار ناقصى مى‌باشند كه راه انسانيّت را گم كرده‌اند و مقتضاى اين كمال و نقص آن است كه به ازاى كمال، زندگانى خوش و پاكيزه داشته باشند و برعكس.

از طرفى زندگى اين دنيا بر اساس اسباب و عوامل مادّي بنا شده است و نسبتش به كامل و ناقص يكي است و هر كه بيش‌تر در راه اسباب مادي بكوشد، زندگانى بهترى خواهد داشت و بر عكس و اگر پاداش فقط زندگى همين دنيا باشد، منافى با عنايت و عدالت الهى خواهد بود.

 

اِشكال: هر كس در اين دنيا به جزاى كار خويش مي‌رسد. در نتيجه، با جزاى متناسب خود، تسويه بين خوب‌ها و بدها پيش نمى‌آيد.

چنين نيست؛ زيرا:

  • با چشم خود مى‌بينيم كه چه بسا ظالمين، فاسدين، و مفسدهايى كه تا آخر عمرشان در نهايت عزّت دنيوى و قدرت زندگى مي‌كنند و چه بسا انسان‌هاى خوبى كه تا آخر عمرشان در نهايت سختى و مشكلات به سر مي‌برند.

  • علاوه بر اين، كارهاى مؤمنان و كافران هم درجات مختلفى دارد و بعضى از آن‌ها از مواردى هستند كه نمى‌توان جزاى آن‌ها را در دنيا داد؛ مانند كسى كه هزاران انسان را بكشد يا كسى كه افراد بسيارى را معالجه يا هدايت نمايد، به ويژه پيامبران و اوليا و به ويژه پيامبر بزرگ اسلام (صلى الله عليه و آله) كه جزايشان غير قابل محاسبه است.

  • علاوه بر اين، كارهاى انسان در حال مرگ و بعد از آن مانند شهادت را نمى‌توان در اين دنيا جزا داد.

اشكال: اين سخن زمانى صحيح است كه تناسخ محال باشد. در غير اين صورت، بازگشتن‌هاى مكرّر و بدون محدوديّت موجب تكامل جزاى كارهاى خوب و بد مي‌شود.

تناسخ از مباحثى است كه چند دليل محال‌بودن آن را اثبات مى‌كنند و علاوه بر آن‌، ضرورت دين‌هاى مختلف بر خلاف آن اقتضا مي‌كند.

 

دلايل محال‌بودن تناسخ

  • اگر بدن ديگر نفس دارد، تناسخ موجب اجتماع دو نفس در يک بدن مى‌شود و اين محال است؛ زيرا يک شىء نمى‌تواند دو ذات و نفس داشته باشد و اين همان وحدت كثير و كثرت واحد است، در حالى كه افراد تنها يك نفس را براى خود احساس مى‌كنند و اگر بدن ديگر نفس ندارد، هنگامى كه نفس از بدن قبلى خارج مى‌شود، از قوّه خارج گرديده و به فعليّت مى‌رسد، در حالى كه اگر بخواهد در بدن ديگرى قرار بگيرد، بايد حالت قوّه داشته باشد و حال اين كه در حالت فعليّت قرار دارد؛4 زيرا هنگامى كه نفس در حالت قوّه قرار دارد، قابليّت پيشرفت و تحصيل درجات را دارد؛ امّا هنگامى كه به حالت فعليّت رسيد، در حالت جارى خود باقى مي‌ماند و انتقال از نقص به كمال را نمى‌پذيرد.

  • دنيا همواره به همراه مشكلات و سختي‌ها است و اگر نفس در بدن ديگرى هم قرار بگيرد، باز به آن مشكلات و سختى‌ها دچار مى‌شود و جزاى افراد خوب داده نمى‌شود؛ زيرا جزا، نعمت محض بدون تكليف و مسئوليّت است، در حالى كه نعمت‌هاى دنيوى چنين نيستند.

 

 پی‌نوشت‌ها:

كلّ این مباحث خلاصه كتاب «بدایة المعارف الالاهیه نوشته آیة الله خرازی» است.

فرم نظرسنجی درباره مطلب بالا

 

نام و نام خانوادگی:

 

نشانی صندوق پستی الکترونیکی:

 

نمره شما به این مطلب:        

 

متن پرسش، پیشنهاد، یا انتقاد شما:                          

 

  

 

 

 

 

تمام حقوق اين پايگاه اينترنتی، ويژه مديرعامل شركت رسانه‌گستر بنيسی است و بيان مطلب از این پايگاه اینترنتی، تنها با ذكر منبع بلامانع است.

برای ارائه پیشنهاد یا انتقاد یا ارتباط با مدیر پایگاه  اینجا را کلیک کنید.