معاد و دليلهاى عقلى آن
پس از وجود دليلهاى سمعى قطعى و ضرورت اسلام و
دين بر اثبات معاد،نيازى به اثبات معاد توسّط استدلالهاى عقلى
نيست؛ امّا برخى از آنها را بنا بر عادت بيان ميكنيم:
حكمت خداوند
حدّ وسط در اين دليل،حكمت خداوند تعالى است و
شكل قياسى اين دليل به صورت زير ميباشد:
مقدّمه 1:
خداى تعالى حكيم است؛
مقدّمه 2:
فرد حكيم،كار بيهوده و سفهى1انجام
نميدهد؛ زيرا يا به ترجيحدادن مرجوح يا ترجّحدادن غيرمرجّح
بازميگردد و هر دو مورد بيانشده قبيح هستند؛
نـتـيجـه:
خداى تعالى كار بيهوده و سفهى انجام نميدهد.
اكنون قياس استثنايى زير را به آن ميافزاييم:
مقدّمه 1:
اگر براى انسان معادى وجود نداشته باشد و در نهايت فانى شود2
و فرق بين انسان خوب و انسان بد گذاشته نشده و از آنجا كه
نتيجه عمل انسان به علّت غناى خدا به خدا باز نميگردد،جزاى هر
يك از انسانها به خود آنها نيز داده نشود3،و
بدون هدف در اين دنيا گرفتار انواع مشكلات باشد،آفرينشش بيهوده
خواهد بود؛
مقدّمه 2:
خدا كار بيهوده انجام نميدهد؛
نـتـيجه:
حكمت خداى تعالى اقتضا ميكند كه انسان زندگى دائمى و معاد در
قيامت داشته باشد.4
به طورى كه ميتوان اين قياس استثنايى را از
آيه «اَفحسبتم
اَنّما خلقناكم عبثًا و اَنّكم اِلينا لا ترجعون،فتعالى الله
المَلِكُ الحقُّ5»
برداشت كرد كه بند اوّل اشاره به مقدّمه 1 و بند دوم اشاره به
مقدّمه 2؛ پس ميتوان گفت كه آفرينش انسان بهترين شاهد براى
وقوع معاد است.6
نکته1:
همچنين مكلّفكردن انسان به انجام برخى از امور
توسّط خدا و وعدهدادن خدا به جهانى جاودانى بر اساس انجام
كارهاى كوچك تكليفى،معاد را اثبات ميكند.
نکته2: مثال تحمّل مشكلات دنيا بدون وجود معاد آن است
كه شخصى چند فرد را به ميهمانى دعوت كند و علاوه بر اين كه
براى آنها خوردنيها و نوشيدنيهاى مناسبى بياورد،چند حيوان
درنده نيز داخل اتاق مهمانى نمايد. بديهى است كه اين كار در
نزد عاقلها بسيار قبيح است.
اثبات معاد مادّيّات و حيوانات از طريق دليل
حكمت
برخى از بزرگان با استفاده از دليل حكمت،معاد جهان مادّه و
حيوانات را اثبات كردهاند؛ امّا اين كار محلّ تأمّل است؛ زيرا
ميتوان گفت كه خلقت مادّه و حيوانات براى بهرهگيرى انسان از
آنها بوده است7،به
طورى كه با اين جواب آفرينش آنها بيهوده و سفهى نميگردد؛
البتّه اگر براى انسان معادى وجود نداشت،آفرينش تمام اينها
بيهوده بود.
پینوشتها: