امروز قصد دارم به قولی كه در
مقاله قبل داده بودم، عمل كنم. قول داده بودم كه برای
هدفدارشدن و به بيراهه نرفتن در زندگی، مروری در بازشناسی
امام (مخصوصاً امام
زمان ـ عجّل الله تعالی فرجه الشّریف ـ) داشته باشيم تا
با اتّكا به وجود نازنين او و همراهداشتن نور محبّت او، قدم
در وادی تاریک دنيای بیچراغ بگذاريم.
در موضوع بحث امام، اوّلين سوالی
كه به ذهن انسان خطور میكند، اين است كه «اصلاً چه نيازی به
امام داريم؟»؛ البتّه به اين سؤال در مقاله قبل جواب مختصری
دادم؛ ولی امروز میخواهم با توجّه به عقل و مباحث كلامی و
اعتقادی جوابی محكم و در خور به آن بدهيم:
دليلی كه ضرورت وجود امام را
میرساند، همان دليلی است که برای ضرورت وجود پيامبر میآوریم
که خلاصه آن به صورت زیر است:
مقدّمات:
◊
انسان برای رسيدن به كمال خلق
شده است و دليل اين حرف، همان نهاد و فطرت بینهايتطلب آدمی
است؛
◊
بايد قانونی برای هدايت انسانها
به طرف كمال وجود داشته باشد؛ چون وقتی كوچکترين كارهای انسان
در زندگی نياز به برنامه و قانون داشته باشد، پس طبيعتاً هدف
خلقت انسان و مقصد نهايی او نيز بايد يک برنامه و قانون منسجم
داشته باشد.
◊
به دليل طبع اجتماعی انسان و
ناگزيری او از زندگی بين مردم، اين قانون بايد كلّی و فراگير
باشد، به صورتی كه هم تمام جامعه را در بر گيرد و هم دو بعد
جسم و روح خود انسان را.
◊
انسان به تنهايی قادر به وضع
چنين قانونی نيست؛ زيرا منفعتطلبی و اميال نفسانی هميشه در
كمين انسان هستند. از طرفی درک انسان هم محدود به عقل و حس
اوست. در نتيجه او نمیتواند قانونی جامع و كامل برای خود و
همنوعانش بسازد، همانطور كه تا به حال هم این نتیجه را بارها
دیده و تجربه کردهایم که هر مكتب فكری که ظهور میکند، بعد از
مدّتی انحطاط و كجروی آن روشن میشود و هنوز هم بشر با
توجه به تمام پيشرفتهای مادّی هنوز از نظر روحی در حدّ
حيوانات است و رشدی معنوی نداشته يا حتّی میتوان گفت که به
عقب برگشته است.
◊
اين قانون بايد از طرف كسی باشد
كه به تمام گوشههای وجود بشر آگاه باشد و او كسی نيست جز
خدای بزرگ مهربان.
◊
رسيدن قانون به بشر به صورت
مستقيم امكان ندارد؛ چون درجات وجودی انسانها مختلف است و هر
كسی اين گنجايش و ظرفيّت را ندارد كه بتواند مستقيماً با
خداوند ارتباط
برقرار نمايد. به همين دليل بايد بعضی از انسانهای برگزيده
دارای اين ظرفيّت و گنجايش باشند تا بتوانند قوانين مربوط را
به بشر منتقل كنند.
نتيجه:
اگر افرادی برگزيده در بين
انسانها باشند كه بتوانند قوانين
خداوند را به
بشر منتقل كرده و آنها را در راه رسيدن به كمال كمک كنند،
كافی است و آن اشخاص همان پيامبران هستند.
ولی طبق آيۀ
قرآن،
پيامبر ما ـ صلّی
الله علیه و آله و سلّم ـ آخرين پیامبر
خدا است؛ پس بعد
از او اين جای خالی را چه كسی بايد پر كند؟ در اينجاست كه
براساس همين دلايلی كه گفته شد و البتّه آيات و روايات، وجود
امام بعد از پیامبر و البته در حال حاضر اثبات میشود.
«همواره منتظر نظرات
ارزشمند شما هستیم!»
تمام حقوق اين پايگاه اينترنتی، ويژه
مديرعامل شركت رسانهگستر بنيسی
است و بيان مطلب از این پايگاه اینترنتی، تنها با ذكر منبع بلامانع است.
برای ارائه پیشنهاد یا انتقاد یا ارتباط با مدیر پایگاه
اینجا را کلیک کنید.