زمانی که ابنزیاد از
ورود امام حسین ـ علیهالسّلام ـ به کربلا آگاه شد،
عمر سعد را به کربلا فرستاد(در روز سوم به آن اشاره شد
و بقیۀ وقایع تا روز تاسوعا در تاریخنگارهای قسمتهای
گذشته بیان شدهاند) تا روز تاسوعا شد و در این روز،
موارد زیر اتّفاق افتاد:
1. محاصرۀ خیمهها
در کربلا
امام صادق ـ
علیهالسّلام ـ فرمودند: «تاسوعا روزی بود که حسین ـ
علیهالسّلام ـ و اصحابش را در کربلا محاصره کردند و
سپاه شام برای کشتن آن حضرت اجتماع نمودند و پسر
مرجانه و عمر سعد به خاطر فراوانی سپاه و لشگری که
برای آنها جمع شده بود، خوشحال شدند و آن حضرت و
اصحابش را ضعیف شمردند و یقین کردند که یاوری برای او
نخواهد آمد و اهلعراق ایشان را مدد نخواهند کرد.»؛
2. آمدن اماننامه
برای فرزندان ام البنین ـ علیهاالسّلام ـ در این روز
شمر ملعون برای حضرت
عباس ـ علیهالسّلام ـ و برادرانش اماننامه آورد. آن
لعین خود را نزدیک خیام حضرت اباعبدالله ـ
علیهالسّلام ـ رسانید و بانگ برآورد: پسران خواهر ما
کجایند؟ ولی آن بزرگواران جواب ندادند. امام حسین ـ
علیهالسّلام ـ فرمود: «جواب او را بدهید؛ اگر چه فاسق
است.» حضرت عباس ـ علیهالسّلام ـ در جواب فرمودند:
«چه می گویی؟» شمر گفت: من از جانب امیر اماننامه
آوردم. حضرت عباس ـ علیهالسّلام ـ با صدای بلند
فرمود: «لعنت خدا بر تو و امیرت (و بر اماننامهات)
باد. ما را امان میدهی، در حالی که پسر رسول خدا ـ
علیهماالسّلام را امان نباشد؟!»
3. در خواست تأخیر
جنگ از سوی امام حسین ـ علیهالسّلام ـ
در عصر تاسوعا امام ـ
علیهالسّلام ـ برای بهتعویقانداختن جنگ یک شب دیگر
مهلت گرفتند. چون عمر سعد لشگر را آمادۀ جنگ با امام ـ
علیهالسّلام ـ نمودند و معلوم شد که قصد جنگ دارند،
حضرت ـ علیهالسّلام ـ به برادرشان عباس ـ
علیهالسّلام ـ فرمودند تا یک شب دیگر مهلت بگیرند.
آنها در ابتدا قبول نکردند؛ ولی بعد قبول کردند که
شبی را صبر کنند.
4. آمدن لشگر
تازهنفس به کربلا
در این روز لشگر
مجهّزی به دستور ابنزیاد از کوفه وارد کربلا شد و شمر
نامۀ ابنزیاد را آورد.
5. خطابۀ امام حسین
ـ علیهالسّلام ـ برای اصحابشان
عصر این روز امام حسین
ـ علیهالسّلام ـ در جمع یاران خطبهای قرائت فرمودند
و اصحاب اعلام وفاداری کردند.
کتاب تقویم
شیعه، عبدالحسین نیشابوری