تهیّهکننده:
حسن رضازاده
اندواری،
طلبه سطح 2 حوزه علمیّه قم
بازنگری:
حبیب داستانی،
طلبه سطح 2 حوزه علمیّه، مدیرعامل شركت رسانهگستر بنیسی

«قسمت سوم»
ابنزیاد در ادامه برای بیشتر ترساندن مردم دست به کارهایی
زد. از جمله این که به وسیله جاسوسانش مکان مخفیشدن مسلم را
(که خانه هانی بود) فهمید و به همین دلیل, هانی را با وضع
دلخراشی شهید کرد. اهمّیّت شهادت هانی در ترساندن مردم از
آنجا مشخّص میشود که بدانیم: «هانی ابن عروه 89 ساله از
اصحاب پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و از بزرگان قبیلهای
در عراق بود به صورتی که گفتهاند: 4000 جنگنده سواره و 8000
جنگنده پیاده از او فرمان میبردند.» مردم هم بعد از مرگ هانی
از ترس جان خود، یکیک مسلم را تنها گذاشته و پراکنده شدند.
مسلم که دیگر در شهر تنها شده بود، همچون افراد متحیّر در
کوچههای شهر میگشت تا اینکه پیرزنی به نام «طوعه» با شوق و
رغبت تمام او را میهمان کرده و پذیرایی نمود؛ ولی پسرش،
مأموران ابن زیاد را خبر کرد و آنها هم صبحگاه برای دستگیری
مسلم آمدند. او وقتی متوجّه قضیّه شد، خود را آماده نبرد کرد و
تعداد زیادی از آنها را به درک فرستاد تا جایی که دو بار لشگر
کمکی به نفرات اوّل اضافه شد؛ امّا آنها باز هم نتوانستند او
را دستگیر کنند.
به همین دلیل از در نیرنگ وارد شده و به او امان دادند تا خود
را تسلیم کند. او هم به دلیل خستگی زیاد و جراحتهای وارده
خود را تسلیم کرد. آنها بعد از دستگیری امان را شکسته و شمشیر
مسلم را از او گرفتند و او را نزد ابنزیاد بردند. بین مسلم و
ابنزیاد سخنانی رد و بدل شد که سهم ابنزیاد از این سخنان
تهمت و ناسزا بود و سهم مسلم، جوابهای کوبنده. ابنزیاد وقتی
دید از پس زبان مسلم برنمیآید، دستور داد تا او را بالای
دارالعماره برده و گردن بزنند. مسلم وصیّتهایی کرد. از آن
جمله، این که به امام حسین ـ علیهالسّلام ـ نامه بنویسند که
به کوفه نیاید؛ ولی ابنزیاد مانع شد.
می گویند: وقتی مسلم را میبردند، گریه میکرد. از او علّت را
جویا شدند. در جواب گفت: «برای کسی ناراحتم و گریه میکنم که
به او نامه نوشتم و گفتم بیا؛ ولی میبینم که این مردم از او
برگشتهاند در حالی که او با تمام خویشان و خانوادهاش رهسپار
اینجاست.»
تلخيص از: كتاب سوگنامه آلمحمّد، نوشته محمّدی اشتهاردی

1. نامه امام حسین ـ علیهالسّلام ـ برای اهل کوفه: در این روز
امام ـ علیهالسّلام ـ برای بزرگان کوفه نامهای نوشتند و آن
را به قیس ابن مسهّر صیداوی دادند که به کوفه برساند. مأمورین
قیس را در بین راه گرفتند و پس از آن که او بر ضد یزید و
ابنزیاد (در انظار مردم کوفه) سخن گفت، او را به شهادت
رساندند.
2. ورود عمر ابن سعد به کربلا: در این روز عمر ابن سعد با شش
یا نه هزار سوار برای قتل پسر پیامبر
ـ علیهماالسّلام ـ وارد کربلا شد و در مقابل آن حضرت لشگرگاه
ساخت و خیمه برافروخت. ورود ابنسعد به کربلا روز چهارم هم نقل
شده است.
کتاب تقويم شيعه، صفحه 14