روزگار
آموختههای زيادی در سينه خود برای بشر دارد و اين آموختهها
ناخودآگاه انسان را به بغض، اشک، آه، افسوس، عشق، محبّت، و
تعجّب میكشاند و همين احساسات گوناگون هستند كه رنگ و لعاب
زندگی و شخصيّت انسان را شكل میدهند تا در سايه آنها يک
انسان به باورها و علاقههایی برسد و با همين باورها و
علاقهها روزگار بگذراند.
هر سال گردش ماه و خورشيد لحظاتی ناب و بديع را برای انسان
میآورد كه تكرار نمیشوند، مگر تا سال بعد در چنين شبی يا
چنين روزی.
هر سال خدا شبی بلندمرتبه يا روزی بزرگ را به بشر اعطا میكند
تا درجه و عيار آدمی را بسنجد. حال اگر واکنشی نشان داد و
حركتی آغاز كرد، نشاندهنده سلامت اوست؛ ولی اگر بیتفاوت از
كنار اين لحظات گذشت، نشاندهنده خواب و غفلت درونی يا بدتر،
بيماری اوست.
پس برخيز! با توام برخيز! بله باتوام ای نفس من، ای روح من، و
ای شخصيّت به خواب غفلت رفته من برخيز! تا بتوانی دريابی لحظه
موعود را:
محرم آمد.

«قسمت اوّل»
امام حسين
ـ علیه السّلام ـ
پس از شهادت برادرشان، امام حسن
ـ علیه السّلام ـ
در سال 50 ق. به امامت رسيدند كه 10 سال آن، در زمان حكومت و
ديكتاتوری معاويه و حدود 6 ماه آن، در زمان حكومت يزيد بود.
وقتی معاويه بعد از 40 سال حكومت، وصيّت به جانشينی يزيد كرد
(يزيدی كه به گفتهی مورّخان در ملاء عام شراب مینوشيد و
بیشتر اوقات خود را به بازی با سگها و ميمونها میگذراند و
به زنان آوازهخوان تمايل داشت و كثيفترين کارهای جنسی را
مرتكب میشد)، به او تذكّر داد كه «از مخالفت سه كس با تو ترس
دارم: حسين ابن علی؛ عبد الله ابن عمر؛ عبد الله ابن زبير.
دومی را با خود همراه كن. سومی را هر كجا يافتی بكش؛ ولی حسين
ابن علی را بازخواست مكن و از برخورد با او بپرهيز.»
بعد از مرگ معاويه، يزيد بیاعتنا به وصيّت او، نامهای به
والی مدينه (وليد ابن عتبه) به اين مضمون نوشت: «از حسين ابن
علی بيعت بگير و اگر بيعت نكرد به او مهلت نده.»
تلخيص از: كتاب سوگنامه آلمحمّد، نوشته محمّدی اشتهاردی

روز اوّل محرّم، امام حسين
ـ علیه السّلام ـ
در محلّهای به نام قصر بنیمقاتل نزول اجلال فرمودند و از
عبيدالله ابن حرّ جعفی دعوت به ياری نمودند؛ ولی او اجابت نكرد
و بعداً پشيمان شد.
کتاب تقويم شيعه، صفحه 14