وعده حتمی الهی در قرآن
۞
عدم تخلّف در برپایی قیامت و
زندهشدن همه انسانها: ﴿اِنَّ
السّٰاعَه
آتِیه لاٰ
رَیبَ فِیهٰا1﴾؛
۞
وعده راستین و تخلّفناپذیر الهی: ﴿بَلیٰ وَعْدًا
عَلَیهِ حَقًّا2﴾؛
۞
قسم بر تحقّق قیامت: ﴿قُلْ
بَلیٰ
وَ رَبِّی لَتُبْعَثُنَّ وَ لَتُنَبَّئُونَّ بَمٰا
عَمِلْتُمْ وَ ذٰلِکَ
عَلَی اللهِ یسِیرٌ3﴾؛
۞
هشداردادن به مردم درباره قیامت، یکی از مهمترین
وظایف پیامبران:
﴿یلْقِی
الرُّوحَ مِنْ اَمْرِهِ عَلیٰ
مَنْ یشٰاءُ
مِنْ عِبٰادِهِ
لِینْذِرَ یوْمَ التَّلاٰقِ4﴾؛
۞
مقرّربودن شقاوت ابدی و عذاب دوزخ برای منکرین:
﴿وَ
اَعْتَدْنٰا
لِمَنْ کَذَّبَ بِالسّٰاعَه
سَعِیرًا5﴾.
بنابراین کسی که به حقّانیت قرآن پی برده باشد،
بهانهای برای انکار معاد و شکّ در آن نخواهد داشت
و پیبردن به حقّانیت قرآن روشن و قابلدرک است؛
مگر کسی که قصوری در عقلش باشد یا به علّت دیگری
نتواند پی به حقّانیت قرآن ببرد.
آیههای مربوط به برهان حکمت
﴿اَ
فَحَسِبْتُمْ اَنَّمٰا
خَلَقْنٰاکُمْ
عَبَثًا وَ اَنَّکُمْ اِلَینٰا
لاٰ
تُرْجَعُونَ6﴾
که به روشنی دلالت دارد بر اینکه اگر معاد و
بازگشت به سوی خدا نباشد، آفرینش انسان در این
جهان بیهوده خواهد بود؛ ولی خدای حکیم کار عبث و
بیهوده انجام نمیدهد؛ پس جهان دیگری برای بازگشت
به سوی خودش برپا خواهد کرد.
این برهان یک قیاس استثنایی است که
مقدّمه آن یک قضیه شرطیه است که دلالت بر این دارد
که هنگامی که آفرینش انسان در این جهان هدف
حکیمانه خواهد داشت که به دنبال این زندگی بازگشت
به سوی خدا کند و در جهان آخرت به نتایج اعمالش
برسد و مقدّمه دوم که خدا کار بیهوده نمیکند،
همان مسأله حکمت الهی است که در بخش خداشناسی
اثبات شد.
اکنون میافزاییم با توجّه به اینکه
آفرینش انسان به منزله غایت و هدفی برای آفرینش
جهان است، اگر زندگی انسان در این جهان بیهوده و
فاقد هدف حکیمانهای باشد، آفرینش جهان نیز بیهوده
و باطل خواهد شد و این نکته را میتوان از آیاتی
که وجود عالم آخرت را مقتضای حکیمانهبودن آفرینش
جهان دانستهاند، درک کرد که قرآن در وصف خردمندان
میفرماید:
﴿وَ
یتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمٰاوٰاتِ
وَ الاَرْضَ رَبَّنٰا
مٰا
خَلَقْتَ هٰذٰا
بٰاطِلاً
سُبْحٰانَکَ
فَقِنٰا
عَذٰابَ
النّٰارِ7﴾
و این آیه میرساند که تأمّل در کیفیت آفرینش جهان
انسان را متوجّه حکمت الهی میسازد.
دسته دیگری از آیههای قرآن اشاره به
برهان عقلی عدالت دارد8
که از جمله آنها این آیه است:
﴿اَمْ
حَسِبَ الَّذِینَ اجْتَرَحُوا السَّیئٰاتِ
اَنْ نَجْعَلَهُمْ کَالَّذِینَ آمَنُوا وَ
عَمِلُوا الصّالِحٰاتِ
سَواءً مَحْیٰاهُمْ
وَ مَمٰاتُهُمْ
سٰاءَ
مٰا
یحْکُمُونَ * وَ خَلَقَ اللهُ السَّمٰاوٰاتِ
وَ الاَرْضَ بِالْحَقِّ وَ لِتُجْزیٰ
کُلُّ نَفْسٍ بَمٰا
کَسَبَتْ وَ هُمْ لاٰ
یظْلَمُونَ9.﴾
میتوان جمله «وَ خَلَقَ اللهُ السَّمٰاوٰاتِ
وَ الاَرْضَ بِالْحَقِّ» را اشاره به برهان حکمت
دانست؛ چنانکه میتوان اساس برهان عدالت را نیز
به برهان حکمت بازگرداند؛ زیرا عدل از مصادیق حکمت
است.10