انواع آیههای قرآن پیرامون اثبات معاد و احتجاج
آن با منکِرینش
۞
آیههایی که بر این نکته تأکید میکنند که برهانی
بر نفی معاد وجود ندارد و به منزله خلع سلاح
منکرین میباشند؛
۞
آیههایی که به پدیدههای مشابه معاد اشاره
میکنند تا جلوی استبعاد را بگیرند؛
۞
آیههایی که شبهات منکرین را رد و امکان وقوع معاد
را تثبیت میکنند؛
۞
آیههایی که معاد را به عنوان وعده تخلّفناپذیر
الهی معرّفی مینمایند و در واقع، وقوع معاد را از
راهِ اخبار مُخبر صادق اثبات میکنند؛
۞
آیههایی که اشاره به برهان عقلی بر ضرورت معاد
دارند.
بیدلیلبودن انکار معاد
یکی از شیوههای احتجاج قرآن با صاحبان عقاید باطل
آن است که از آنها درخواست دلیل میکند تا روشن
شود که عقایدشان پایه عقلی و منطقی ندارد؛ چنانکه
در چندین آیه آمده است:
﴿قُلْ
هٰاتُوا بُرْهٰانَکُمْ1:
بگو (ای پیامبر!) دلیلتان را بیاورید.﴾
نیز در موارد مشابهی با این لحن
میفرماید که صاحبان این عقاید نادرست، علم و
اعتقاد مطابق با واقع و مستند به برهان ندارند؛
بلکه به ظنّ و گمان بیدلیل و مخالف با واقع بسنده
کردهاند.2
و در مورد منکرین معاد میفرماید:
﴿وَ
قٰالُوا مٰا هِی اِلاّ حَیٰاتُنَا الدُّنْیٰا
نَمُوتُ وَ نَحْییٰ وَ مٰا یهْلِکُنٰا اِلاَّ
الدَّهْرُ وَ مٰا لَهُمْ بِذٰلِکَ مِنْ عِلْمٍ
اِنْ هُمْ اِلاّ یظُنُّونَ3:
و (کافران) گفتند: جز این زندگی دنیا حیاتی نیست
که میمیریم و زندگی میکنیم و جز روزگار چیزی ما
را نابود نمیکند (در صورتی که) به این مطلب علمی
ندارند و تنها گمانی میبرند.﴾
همچنین در آیههای دیگری بر این نکته
تأکید شده که انکار معاد تنها گمان بیدلیل و
نادرستی است.4
البتّه ممکن است گمانهای بیدلیل در صورتی که
موافق هوای نفس باشد، مورد قبول هویٰپرستان
واقع شود5
و در اثر رفتارهای متناسب با آنها و ارتکاب
گناهان تدریجاً به صورت اعتقادی جزمی جلوه کند6
و حتّی شخص بر چنین اعتقادی پافشاری نماید.7
پدیدههای مشابه معاد
۞
رویش گیاه:
زندهشدن انسان پس از مرگ از آن جهت که حیات مسبوق
به موت است، شبیه روییدن گیاه در زمین پس از خشکی
و مردگی آن میباشد. این تشبیه بسیار بیدارکننده
است؛ امّا آنچه موجب سادهشمردنِ این پدیده و
غفلت از اهمّیت آن شده، عادتکردن مردم به دیدن آن
میباشد. قرآن برای دریدن این عادت بارها توجّه
مردم را به این پدیده جلب و رستاخیز انسانها را
به آن تشبیه کرده است10
و از جمله میفرماید:
﴿فَانْظُرْ
اِلیٰ آثٰارِ رَحْمَه اللهِ کَیفَ یحْیی الاَرْضَ
بَعْدَ مَوْتِهٰا اِنَّ ذٰلِکَ لَمُحْیی
الْمَوْتیٰ وَ هُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ11﴾؛
۞ ویژگیهای اصحاب کهف:
قرآن پس از ذکر داستان اصحاب کهف میفرماید:
﴿وَ
کَذٰلِکَ اَعْثَرْنٰا عَلَیهِمْ لِیعْلَمُوا اَنَّ
وَعْدَ اللهِ حَقٌّ وَ اَنَّ السّٰاعَه آتِیه لاٰ
رَیبَ فِیهٰا ...12:
بدینسان مردم را بر ایشان (اصحاب کهف) آگاه
ساختیم تا بدانند که وعده خدا راست است و قیامت
خواهد آمد و جای شکّی در آن نیست.﴾
تشبیه این مورد از آن جهت است که هر خوابرفتنی
شبیه مردن است و هر بیدارشدنی شبیه زندهشده پس از
مرگ؛ لیکن در خوابهای عادی اَعمال زیستی
(بیولوژیک) بدن به طور طبیعی ادامه مییابد و
بازگشت روح تعجّبی را برنمیانگیزد؛ امّا بدنی که
سیصد سال از موادّ غذایی استفاده نکند میبایست
طبق نظام جاری در طبیعت بمیرد و فاسد شود و آمادگی
خود را برای بازگشت روح از دست بدهد؛ در نتیجه
بازگشت به روح همیشه در گروی فراهمبودن اسباب و
شرایط عادی و طبیعی نیست؛ لذا حیات مجدّد انسان هم
هر چند بر خلاف نظام مرگ و زندگی در این عالم
باشد، امتناعی نخواهد داشت و طبق وعده الهی تحقّق
خواهد یافت؛
۞
زندهشدن غیرعادی حیوانات:
از جمله آنها زندهشدن چهار مرغ به دست حضرت
ابراهیم (عليه السلام)
13
و زندهشدن مَرکب سواری یکی از پیامبران است؛
۞
زندهشدن بعضی از انسانها در
همین جهان:
مهمترین تشبیه است. از جمله داستان یکی از
پیامبران بنیاسرائیل است ک در سفری عبورش بر
مردمی افتاد که هلاک و متلاشی شده بودند و ناگهان
به ذهنش خطور کرد که چگونه این مردم دوباره زنده
خواهند شد! خدا جان او را گرفت و پس از یکصد سال
دوباره زندهاش ساخت و به وی فرمود: «چه مدّت در
این مکان توقّف کردهای؟» او که گویا از خوابی
برخاسته است، گفت: «یک روز یا بخشی از یک روز.»
خطاب شد: «بلکه تو یکصد سال در اینجا ماندهای!
پس بنگر که از یک سوی آب و نانت سالم مانده و از
سوی دیگر مرکب سواریت متلاشی شده است. اکنون بنگر
که ما چگونه استخوانهای این حیوان را بر روی هم
سوار میکنیم و دوباره گوشت بر آنها میپوشانیم و
آن را زنده میسازیم.14
مورد دیگر داستان گروهی از بنیاسرائیل است که به
حضرت موسی
7
گفتند: «ما تا خدا را آشکارا نبینیم، هرگز ایمان
نخواهیم آورد!» و خدا آنان را با صاعقهای هلاک
کرد و سپس به درخواست حضرت موسی(على نبيّنا و آله
و عليه السلام) دوباره آنها را زنده نمود.15
مورد دیگر، زندهشدن یکی از بنیاسرائیل در زمان
حضرت موسی
7
بود که مقتول گشته بود و به وسیله زدن پارهای از
پیکر یک گاو ذبحشده به او زندهشدن و در ذیل آن
آمده است:
﴿کَذٰلِکَ
یحْیی اللهُ الْمَوْتیٰ وَ یرِیکُمْ آیٰاتِهِ
لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ16﴾
همچنین زندهشدن بعضی از مردگان به اعجاز حضرت
عیسی (على نبيّنا و آله و عليه السلام) را میتوان
نشانهای بر امکان معاد قلمداد کرد.17