میخواهيم ضرورت پیجويی دين را با بيان ديگری مبتنی بر مقدمات
دقيقتری اثبات كنيم كه نتيجه آن چنين است كه اگر كسی درباره دين
نينديشد و به جهانبينی و ايدئولوژی صحيحی معتقد نشود، به كمال انسانی
نخواهد رسيد؛ بلكه اساسا نمیتوان او را انسان حقيقی دانست كه اين دليل
مبتنی بر سه مقدمه است:
-
انسان موجودی كمالجو است؛
-
كمال انسانی در سايه رفتارهای اختياریِ برخاسته از حكم عقل حاصل
میشود؛
-
احكام عملیِ عقل در پرتو شناختهای نظری خاصی شكل میگيرد كه
مهمترين آنها اصول سهگانه جهانبينی است.
انسان كمالجو است
هر كس در انگيزههای درونی و تمايلات روانی خويش دقت كند، درمیيابد كه
ريشه بسياری از آنها رسيدن به كمال است و اساسا هيچ فردی دوست ندارد
كه نقصی در وجودش باشد و سعی میكند كه هر گونه كمبود و نارسايی و عيب
و نقصی را تا جای ممكن از خودش برطرف سازد تا به كمال مطلوبش برسد و
پيش از برطرفشدن نقصها آنها را از ديگران پنهان میدارد، به طوری كه
نمودها و شاخههای كمالجويی فطری انسان مورد توجه آگاهانه قرار دارد.
اين ميل در صورتی كه در مسير فطری خويش جريان يابد، عامل هر گونه ترقی
و تكامل مادی و معنوی میشود؛ ولی اگر در اثر اسباب و شرايطی در مسير
انحرافی بيفتد موجب بروز صفاتی مانند: بزرگیفروشی، رياكاری و
ستايشطلبی میشود.
كمال انسان در گرو پيروی عقل است
تكامليافتن پديدههای نباتی مرهون فراهمشدن اسباب و شرايط بيرونی و
به صورت جبری است؛ زيرا شعور و ارادهای ندارد.
در تكامل جانوران كمابيش جايی براي اراده و انتخاب میتوان يافت؛ اما
ارادهای برخاسته از غرايز كور حيوانی با بُردی محدود به نيازهای طبيعی
و در پرتو شعوری محدود به توان اندامهای حسی هر حيوان.
اما انسان علاوه بر خواص نباتی و حيوانی، دارای دو امتياز روحی زير است
كه بر اساس آنها بُرد ارادهاش از مرزهای محدود طبيعت فراتر میرود و
به سوی بینهايت ميل میكند:
همانطور كه كمالات ويژه نبات به وسيلة قوای نباتی خاص حاصل میشود و
كمالات حيوانی در سايه اراده برخاسته از غرايز و ادراكات حسی پديد
میآيد، كمالات ويژه انسان هم كه درواقع همان كمالات روحی اوست در سايه
اراده آگاهانه و در پرتو رهنمودهای عقل به دست میآيد. عقلي كه مراتب
مختلف مطلوبيت را بشناسد و در موارد تزاحم، بهترها را ترجيح دهد.
بنابراين، انسانیبودن رفتار به اين است كه با اراده برخاسته از
تمايلات ويژه انسان و در پرتو هدايت عقل انجام گيرد و رفتاری كه تنها
با انگيزههای حيوانی انجام میگيرد رفتاری حيوانی خواهد بود؛ چنانكه
حركتی كه تنها در اثر نيروی مكانيكی در بدن انسان پديد آيد، حركتی
فيزيكی خواهد بود.
احكام عملی عقل، نياز به مبانی نظری دارد
ارزش رفتار اختياری تابع مرتبة مطلوبيت هدفی است كه از آن در نظر گرفته
شده و تأثيری است كه در تكامل روح دارد و در نتيجه اگر رفتاری موجب از
دست دادن يک كمال روحی شود، دارای ارزش منفی خواهد بود.
پس هنگامی عقل میتواند درباره رفتارهای اختياری قضاوت و ارزشگزاری
كند كه از كمالات انسان و مراتب آنها آگاه باشد و بداند كه انسان
چگونه موجودی است و شعاع دايره زندگی او تا كجا امتداد میيابد و به چه
درجهايا ز كمال میتواند برسد و بداند كه ابعاد وجود او كدام است و هدف
آفرينش او چيست.
بنابراين، يافتن ايدئولوژی صحيح در گرو داشتن جهانبينی صحيح و حل
مسايل آن است و تا اين مسايل را حل نكند، نمیتواند قضاوتی قطعی
درباره ارزش رفتارها داشته باشد؛ چنانكه تا هدفی معلوم نباشد، تعيين
مسيری كه منتهی به آن میشود امكان نخواهد داشت؛ پس اين شناختهای نظری
كه مسايل اساسی جهانبينی را تشكيل میدهد در واقع مبنای نظام ارزشی و
احكام عملی عقل به شمار میرود.
نتيجهگيری
انسان فطرتا طالب كمال انسانی خويش است و میخواهد با انجام كارهايی به
كمال حقيقی خويش برسد؛ اما برای اينكه بداند چه كارهايی او را به هدف
مطلوبش نزديک میكند، بايد نخست كمال نهايی خود را بشناسد و شناخت آن
در گرو آگاهی از حقيقت وجود خود و آغاز و انجام آن است؛ سپس بايد رابطه
مثبت و منفی ميان اعمال مختلف و مراتب گوناگون كمالش را تشخيص دهد تا
بتواند راه صحيحی را برای تكامل خويش بيابد و در نتيجه تلاش برای
شناختن دين حق كه شامل جهانبينی و ايدئولوژی صحيح میباشد، ضرورت دارد
و بدون آن، رسيدن به كمال انسانی ميسر نمیباشد؛ چنانكه رفتاری كه
برخاسته از چنين ارزشها و بينشهايی نباشد رفتاری انسانی نخواهد بود و
كسانی كه در صدد شناختن دين حق برنمیآيند يا پس از شناختن آن از روی
لجاج و عناد كفر میورزند و تنها به خواستههای حيوانی و لذتهای
زودگذر مادی بسنده میكنند در واقع حيوانی بيش نيستند؛ چنان كه قرآن
میفرمايد: «يتمتعون و يأكلون كما تأكل الاَنعام1:
همانند چهارپايان بهره میگيرند و میخورند.» و چون استعدادهای انسانی
خود را تباه میكنند، به كيفری دردناك خواهند رسيد كه قرآن میفرمايد:
«ذرهم يأكلوا و يتمتعوا و يلههم الأمل فسوف يعلمون2:
بگذار بخورند و بهره گيرند و آرزوی دنيوی ايشان را سرگرم كند كه به
زودی (نتيجة آن را) خواهند ديد.»3