انگيزههای پژوهش دين
-
از ويژگیهای روانی انسان، ميل فطری و غريزی به شناختن حقايق و
اطلاع از واقعيتهاست كه از آغاز كودكی در هر انسانی ظاهر میشود و
تا پايان عمر ادامه دارد و همين ميل میتواند انسان را وادار كند
تا درباره مسائلی كه در چارچوب دين مطرح میشود بينديشد و در صدد
شناختن دين حق برآيد؛
-
غريزة منعفتطلبی و گريز از زيان: در صورتی كه دين بتواند كمكی به
تأمين خواستهها و منافع و مصالح انسان بكند و جلوی زيانها و
خطرها را بگيرد، برای وی مطلوب خواهد بود؛
-
برخی از روانشناسان و روانكاوان معتقدند كه اساسا خداپرستی يك
خواست فطری مستقل است و منشأ آن را «حس دينی» مینامند و آن را در
كنار حس كنجكاوی، حس نيكی و حس زيبايی بُعد چهارمی براي روح انساني
به حساب میآورند و برای اثبات سخن خود از شواهد تاريخی و
ديرينهشناسی استفاده كرده و خاطرنشان میكنند كه خداپرستی همواره
به نوعی در ميان انسانها وجود داشته است و همين همگانی و
هميشگیبودن نشانه فطریبودن آن است و نيازی به اثبات لزوم پیجويی
دين طبق اين نظر از راه دليل و برهان ندارد؛
·
گاهی فطرت حقيقتجويی به نام «حس كنجكاوی» ناميده میشود.
·
معنای عموميّت گرايش فطری اين نيست كه هميشه در همه افراد زنده و بيدار
باشد و انسان را آگاهانه به سوی مطلوب خويش برانگيزاند؛ بلكه ممكن است
تحت تأثير عوامل محيطی و تربيتهای ناصحيح به صورت خفته و غيرفعال
درآيد يا از مسير صحيح خودش منحرف شود؛ چنانكه در مورد ساير غريزهها
هم، چنين خفتنها و سركوفتگیها و انحرافات كمابيش يافت میشود.
·
فطریبودن دين را میتوان با شواهدی از آيات و روايات كمابيش تأييد
كرد.
·
از آنجايی كه تأثير ميل فطری دين آگاهانه نيست، ممكن است كسی در مقام
بحث و احتجاج منكر وجود چنين گرايشی در خودش بشود.
·
ميل فطری به شناخت حقايق و علاقه به دستيابی به منفعت و مصلحت و ايمنی
از زيان و خطر انگيزه نيرومندی برای انديشيدن و تحصيل دانشها و
بينشهای اكتسابی میباشد. در نتيجه هنگامی كه شخصی مطلع شود كه در طول
تاريخ سلسلهای از انسانهای برجسته ادعا كردهاند كه از سوی آفريننده
جهان برای هدايت بشر به سوی سعادت دو جهان برانگيخته شدهاند و در راه
رساندن پيام خويش و راهنمايی بشر از هيچ كوششی دريغ نورزيدهاند و هر
گونه سختی و رنجی را تحمل نمودهاند و حتی جان خودشان را نيز در راه
اين هدف فدا كردهاند، درصدد تحقيق پيرامون دين برمیآيد تا ببيند كه
آيا ادعای پيامبران درست و دارای دلايل منطقی كافی است يا نه؟ به ويژه
هنگامی كه اطلاع پيدا كند كه دعوت ايشان مشتمل بر بشارت به سعادت و
نعمت ابدی و انذار از شقاوت و عذاب جاودانی بوده است.1
·
ممكن است كسانی در اثر تنبلی و راحتطلبی نخواهند زحمت تحقيق و بررسی
را به خود بدهند يا به اين علت كه پذيرفتن دين محدوديتهايی را پيش
میآورد و ايشان را از پارهای كارهای دلخواهشان باز میدارد، از
پیجويی دين سرباز میزنند؛2
ولی آنها هم بايد به عاقبت وخيم عمل خود تن در دهند.
·
وضع افرادی كه به دليلی از پیجويی دين سر باز میزند، به مراتب بدتر
از كودك بيمار نادانی است كه از ترس داروی تلخ از رفتن نزد پزشك
خودداری میكند و مرگ حتمی را به جان میخرد؛ زيرا كودك مزبور رشد عقلی
كافی برای تشخيص سود و زيان ندارد و زيان مخالفت با دستورات پزشك هم
بيش از محروميت از بهرههای چند روزه زندگی دنيا نيست؛ ولی انسان بالغ
و آگاه توان انديشيدن درباره سود و زيان و سنجيدن لذتهای زودگذر را با
عذاب ابدی دارد. به همين جهت، قرآن چنين افرادی را از چهارپايان نيز
گمراهتر دانسته و میفرمايد: «اولئك كالانعام بل هم اضل اولئك هم
الغافلون3:
آنان مانند چهارپايانند، بلكه گمراهترند. آنان همان غافلانند.» و در
جای ديگر آنان را بدترين جنبندگان معرفی میكند: «ان شر الدواب عند
الله الضم البكم الذين لا يعقلون4:
همانا بدترين جنبندگان نزد خدا كر و لالهايی هستند كه حقايق را درك
نمیكنند.»
سؤال
تلاش برای حل يك مسأله در صورتی مطلوب است كه انسان اميدی به يافتن راه
حل آن داشته باشد؛ ولی ما چندان اميدی به نتيجه انديشيدن درباره دين و
مسايل آن را نداريم و در نتيجه، ترجيح میدهيم كه وقت و نيروی خود را
صرف كارهايی كنيم كه اميد بيشتری به نتايج آنها داريم.
جواب:
-
اميد به حل مسايل اساسی دين به هيچ وجه كمتر از ديگر مسايل علمی
نيست و میدانيم كه حل بسياری از مسايل علوم در سايه دهها سال
تلاش پيگير دانشمندان ميسر شده است و مسايل دينی از اهميت ويژهای
برخوردار هستند، به طوری كه پژوهش درباره هيچ موضوعی ارزش بررسی و
تحقيق پيرامون اين موضوعها را ندارد؛
-
ارزش احتمال تنها تابع عامل «مقدار احتمال» نيست؛ بلكه میبايست
«مقدار محتمل» را نيز در نظر گرفت؛ مثلا اگر احتمال سوددهی در مورد
يك كار اقتصادی 5% و در مورد كار ديگری 10% باشد؛ ولی مقدار سود
محتمل در كار اول 000/1 ريال و در كار دوم 100 ريال باشد، كار اول
پنج مرتبه بر كار دوم رجحان خواهد داشت5
و چون منفعت احتمالی پیجويی دين بینهايت است، هر قدر هم احتمال
دستيابی به نتيجه قطعی درباره آن ضعيف باشد، باز هم ارزش تلاش در
راه آن بيشتر از ارزش تلاش در هر راهی است كه نتيجه محدودی داشته
باشد.6
پینوشتها: