استاد بنیسی

محقّق بنیسی

رسانه‌گستر

عملیات انهدام

امور مذهبی

امور رایانه

 

 

 

  زندگى‌نامه

فهرست آثار

پرسش سؤال‌های مذهبی

وبلاگ شخصی

هیأت پیام‌آوران عاشورا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 

 

 به نام خدا

 

حجّت‌‏الاسلام و المسلمين آقاى اسماعيل داستانى، فرزند دانشمند و نويسنده گرانمايه ، حضرت استاد اسـدالله داسـتـانی بنیسی ـ قدّس سرّه ـ در روز 30 / 5 / 1361 ش. چشم به جهان گشود.

روز سوم ولادتش بود كه حضرت استاد از پدرش، حاج اسماعيل آقا كه از مردان خدا بود، درخواست كرد كه براى فرزندش نامى برگزيند. ايشان فرمود: «اگر تو و مادرش راضى باشيد، نام مرا بر او بگذاريد. من دوست داشتم كه طلبه بشوم؛ ولى فقر زياد، اين مجال را به من نداد. او را به طلبه‏شدن تشويق كنيد؛ امّا مجبور نكنيد.» و بدين‏سان، او «اسماعيل» ناميده شد.

استعداد سرشار وى از زمان كودكى در پيشانی‌‌‌‏اش می‌‏درخشيد؛ به گونه‌‏اى كه آقاى برقعى، معلّم كلاس اوّل ابتدايی‌‏اش، در همان روزهاى آغاز درسش، به حضرت استاد گفته بود: «اجازه بدهيد كه فرزندتان در هر سال، 2 سال درسى را بگذراند.»1 معلّم‌‏هاى ديگر دوران‏‌های ابتدايى و راهنمايی‌‏اش نیز چنين نظرى داشتـنـد. روزى يـكـى از عـلـمـا  ـ زيد عزّه ـ او را ديد و در همان لحظه نُخست برخورد، به او فرمود: «پسرم! تو نمی‌‏دانى، ولى من می‌بينم كه استعداد درخشانى دارى و به مقامى بلند خواهى رسيد؛ چون آثار بزرگى از پيشانی‌‏ات پيدا است.»

او دروس رسمى را تا سيكل با موفّقيّت و دريافت جوايز و لوح‌‏هاى تقدير فراوان ادامه داد؛ آن‏ گاه در سال 1375 ش.، با علاقه بسيار در امتحان سراسرى ورود به حوزه علميّه شركت كرد و با امتياز عالى، دروس طلبگى را آغاز نمود.

وى در دوران تحصيلش در حوزه نيز بارها ممتاز شناخته شد و از مراجع عظام تقليد، مسؤولان و استادان حوزه، و مجلس شوراى اسلامى، جايزه و تشويقيّه دريافت كرد.

وى در كنار تعلّم جدّى درس‏‌هاى حوزوى، فعّاليّت‌‏هاى ذيل را نيز جدّى گرفت:

1. دنبال‏‌كردن دروس رسمى به سفارش پدر بزرگوار و مادر فداكارش و با تأكيد علاّمه حسن حسن‌‏زاده آملى ـ دامت بركاته ـ تا اين كه در رشته ادبيّات و علوم انسانى به مدرک ديپلم دست يافت؛

2. شركت در درس‏‌هاى اخلاق برخى بزرگان، به‌ويژه حضرت پدرش كه عنايت خاصّى به او داشت، به طوری که او هميشه در جلسات حضرت استاد بنيسى ـ قدّس سرّه ـ شركت می‌‏كرد و گفتارها، کردارها، رازها، و حالات معنوى و ملکوتی ايشان را به خاطر می‌سپرد؛ همان‏ گونه كه حضرت استاد در شعری سروده است:

 گفته‏‌ام بر پورم، اسماعيل، كاو                     «بوده بر من در همه جا هم‏‌جليس»2

3. سخنرانی‌‏هاى فراوان در شهر مقدّس قم و شهرهاى ديگر براى همه اقشار مردم؛ به‌‏ويژه جوانان؛

4. تدريس كتب حوزوى و اخلاقى، به طوری که در هنگامه شام روز يک‏‌شنبه، 28 / 7 / 1381 ش.، حضرت پدرش به او فرمود: «امروز داشتم از اتاق اندرونى به درس‌‏دادنت گوش می‌‏دادم. در همان هنگام آرزو كردم كه كاش 12 ساله می‌‏شدم و در پاى درس تو می‌‏نشستم!»

5. ويرايش و تكميل آثار حضرت استاد بنيسى ـ قدّس سرّه ـ به وصيّت شفاهى و كتبى ايشان. آنچه می‌‏آيد، نوشته‏‌اى است از آن بزرگ سفركرده به عالم ملكوت برای او در تاريخ 12 / 12 / 1374 ش.: «درخواست پدرانه من از تو، اين است: لباس‌‏هاى مرا بپوش، عمامه مرا بر سر بگذار، كفش‌‏ها[ى مرا] بر پا كن، قلم مرا بر دست گير، و كتاب‌‏هاى مرا در روبه‌‏روى دو چشمان آبی‌‏رنگ خود قرار بده؛ آنچه كه از مغزم تراوش كرده و به آن‏‌ها ريخته‌‏ام، در مغز خودت تجزيه و تحليل كن و در چاپ و اصلاح آن‏‌ها غفلت منما. توفيق تو را در تمام شؤون زندگى از خدا می‌خواهم. اسداللّه داستانى بنيسى‏».

نيز ايشان در شعرى سروده است:

 شـكـر لـلّه، شـد قـلم در كفْ روان‏          سوى اسلام و تشيّع همچو گيس‏

 آنـچـه دانـسـتـم، نـوشـتـم بهرتان‏          تــا بـمـانـد بـعــد مـن در انـدريـــس‏

 گــر شــود اوزان آن‌‏هــا اشــتــبــاه‏          بـعـد، اصـلاحـش كـنـد آن بهْـنويس‏

 گفته‌‏ام بر پورم، «اسماعيل»، كاو          بوده بر من در همه‌‏جا هم‌‏جـليـس:

 دقّــــتــش را بــا تــمــام قــدرتــش‏          كـار گـيـرد بـهـر اشـعـارم ضــريـــس‏

 شــانــه بـر شَـعـر زنـد شِـعــر مـرا          شـانـه بـر كـف گـيـرد و آرد بـه ريـس‏

او به آرزوى پدرش جامه عمل پوشانيد و با مطالعه كتب روش‏‌هاى نگارش و ويرايش و تحقيق، حضور در كلاس‏‌هاى اين فنون، و همّت و پشتكار فراوان، بيش‏‌ترين وقت غير درسی‌‏اش را به اين كار اختصاص داد.

او در اين مسير تا آن جا پيش رفت كه حضرت استاد ـ قدّس سرّه ـ در آغاز جلد نُخست ديوان‌‏هاى شعرش نوشت: «اين‏جانب چند ديوان فارسى و يک ديوان آذرى دارم و مجموعه ديوان‌‏هاى فارسی‌‏ام را «باغستان بنيسى» نام نهاده‌‏ام. دوست عزيزم، استاد محمّدعلى مجاهدى، و پسرم، آقاى اسماعيل داستانى، در ويرايش اشعارم خيلى زحمت كشيده‌‏اند و من از صميم دل، از آنان تشكّر می‌‏كنم.»

و در آغاز يكى از شعرهايش نگاشت: «شعر پايين را از قول فرزندم، «اسماعيل»، نوشته‌‏ام كه بر كار تحقيق و كتابت من ادامه می‌‏دهد. موفّق‌‏بودن او را از درگاه خداى والا می‌‏طلبم:». سپس چنين سرود:

 اى پـــــدر؛ اى سَـــرور و ســــــالار مـــن؛‏          اى پـــــنــــاه مــن؛ بــه هــر جــا يار من!

 تـــو  بـــه مـــن اصــلــىّ و، مـن فرع توام‏‏          آرى، از تـــــو هـــســت بــرگ و بـــار من‏

 گـــر نـــبـــودى تـــو، نـــبـــودم مـن يـقين‏‏          از تــــو بــــــاشــــد ايــــن‌‏هــمــه آثار من‏

 مـــن تــو را از جــان و دل خــواهـــم پدر!‏          چــون تــــويـى هــم يار و  هم دلدار من‏

 در روايـــــات ائــــــمّـــــه خــــــوانـــــــده‌‏ام‏‏          بــــشـــنــــو ايــنـک شــعــر شـكّربار من‏

 گـفـتـه‏‌انـد: «از بـاب خـود فـرمــان بــبــر»‏          رأى تــــو هــســت رهـگـشاى كـــار من‏

 گر  ز من راضى شوى، حق راضى است‏‏          گــــر شــــوى نـــــاراضــى از رفــتار من،

 ســـوى دوزخ مـــی‌‏بـــرنـــدم روز حــشــر‏          واى بـــــر مــــــن! واى بــر كــــــردار من!

 دامــــن خــــدمــــت بــبـــنـــدم بــر مــيان‏‏          هــــم بــــراى تــو است استغــفــار من‏

 تـــو «بــنـيسـى»! من «بنيســى»زاده‏‌ام‏‏          هـــســـت راهـــت راه اســـتــمــرار من‏

برخى از آثار حضرت پدرش كه وى تا كنون، آن‌‏ها را تصحيح و يا تكميل كرده و به چاپ سپرده است، عبارتند از:

ارمغان شب‏‌هاى شادى؛

اميد آينده؛

جوانان می‌‏پرسند: چگونه و با چه كسى ازدواج كنيم؟؛

روز خوب خدا؛

محبوب دل‏‌ها؛

محبوبه يكتا؛

نواى نينوا؛

نوحه در شب‏‌هاى غم؛

هماى آسمانى.

(این کتاب‌ها در قسمت آثار حضرت استاد بنیسی ـ قدّس سرّه ـ در همین پایگاه معرّفی شده‌اند.)

اينک نيز كه استاد ـ قدّس سرّه ـ در ميان ما نيست، او اين كار را به خاطر وصیّت پدر بزرگوارش ـ قدّس سرّه ـ و سفارش بزرگان علم و دين ـ دامت بركاتهم ـ ادامه می‌‏دهد و اميد است كه بتواند همه آثار مذهبى و علمى ايشان را اِحيا كند و به جامعه انسانى تحويل دهد تا هم انديشه و معنويّت مردم رشد يابد و هم آرزوهاى پدر بزرگوارش مستجاب گردد؛ شخصيّتى كه چنين سرود:

 بـارالاهــا! هــر چــه دارم مـنـزلت‏          از تو می‌‏باشد برايم موهبت...

 ياری‌‏ام كن تا كه نسل خويش را          بــار آرم مــؤمــن و بــامــعرفــت‏

 تــا كـه بـر خلق تو خدمت‌‏ها كنند          بــر تـو گويند اى خدا! تا تهنيت‏

 بـهـر مـن در عـالَـمِ فــانـى شــوند          مــايــه فــخـر و شُـكوه و تحليت‏

 بــعــدِ مــرگــم نــيـز طبق ديــن تو          بــهــر مـن خـواهند از تو مغفرت‏

6. نگارش مقالات و كتاب‌‏هاى گوناگون كه فهرست برخى از آن‏‌ها در قسمت «آثار» آمده است؛

صبح سه‌‏شنبه، 3 / 1 / 1378 ش.، حضرت پدرش به او فرمود: «در خواب به من گفتند كه نام پسرت، اسماعيل، را محقّق بنيسى بگذار.» و اين رؤيا وظيفه او را چندبرابر كرد.

7. تحقيق در زمينه تفسير قرآنى و روايى قرآن و نيز دعاهاى رسيده از حضرات اهل بيت ـ علیهم السّلام ـ.

روز شنبه، 10 / 6 / 1375 ش.، حضرت استاد او را صدا كرد و فرمود: «اسماعيل! من و مادرت از امروز تو را وقف بر قرآن می‌‏كنيم؛ هميشه با قرآن زندگى كن و عمرت را در راه قرآن به پايان برسان.» و ايشان در شعرى هم سرود:

 بخوان فرزندم، «اسماعيل»! قرآن‏          بـه دسـت آور ز قـرآنْ حـكـمـت آن‏

 هـمـانـا حـكـمــت قـرآن بـوَد حــق‏          حـقـيـقـت، جـلـوه‌‏گر باشد ز قرآن‏

همچنين در مقدّمه‌‏اش بر كتاب «نور خدا در خانه‌‏ها» (نُخستين تأليف پسرش) چنين نگاشت: «پسرم، «اسماعيل»، كه اكنون با علاقه بسيار، دوران «طلبگى» خود را می‌‏گذراند و شب و روز به تحصيل پايه‌‏هاى علوم دينى مشغول است، از من خواست كه او را به راهى رهنمايى كنم كه سعادت دنيا و آخرتش را تضمين كند. به او گفتم: قرآن بخوان، با قرآن باش، قرآن را بفهم، بر قرآن عمل كن، با قرآن زندگى نما، با قرآن بمير، و بدان كه:

قرآن كلام خدا، خداى كلام‌‏ها است‏؛

قرآن كتاب خدا براى انسان‏‌ها است؛

قرآن رحمت خدا براى مسلمان‏‌ها است؛

قرآن رهنماى پرهيزكاران است؛

قرآن درياى معرفت الاهى است؛

قرآن زنده‌‏كننده دل‏‌ها است؛

قرآن دروازه معرفت خدا است؛

قرآن سرچشمه همه دانش‌‏ها است؛

قرآن منبع فضايل اخلاقى است؛

قرآن عزّت‏‌بخشنده بر قارى خود است؛

قرآن بهشت‌ْ‏برنده خواننده خويش است؛

قرآن كتاب زندگى زندگان است؛

قرآن نجات‏‌دهنده مردگان است؛

قرآن زداينده فقر از فرد و جامعه است؛

قرآن ستاينده قاريان است؛

قرآن عهدنامه خدا است؛

قرآن از هر كتابى زيباتر است؛

قرآن خوبان را بلند می‌‏كند؛

قرآن بدان را بر زمين می‌‏زند؛

قرآن دردها را درمان می‌‏كند؛

قرآن خوبی‌ها را عيان می‌‏سازد؛

قرآن در دنيا هدايت می‌‏كند؛

قرآن در آخرت شفاعت می‌‏كند.

خلاصه: پسرم! قرآن سفره گسترده الاهى است كه هر گونه نعمت خوشبو و شيرينى در آن موجود است. در برابر اين سفره زانو بزن و تا توانى، از نعمات بيكران آن استفاده كن كه «من تو را بر قرآن وقف می‌‏كنم». تو نيز عمرت را با قرآن به سر ببر و با قرآن زندگى كن و با قرآن بمير تا در قيامت با قرآن محشور شوى و از شفاعت قرآن برخوردار گردى.

پسرم؛ «اسماعيل»! قرآن با همه عظمتش غريب است، به «احكام» و «اخلاق» آن عمل نمی‌‏شود، مسلمانان «حدود» و «قوانين» آن را به كار نمی‌‏گيرند، و كم‏‌تر كسى هست كه به آن توجّه كند. اگر هم توجّهى باشد، به «خواندن» زيبا و باصدا يا «حفظ و ظاهر الفاظ» است؛ نه به «تدبير و تدبّر» در آن؛ در حالى كه قرآن صريحاً همه را به تدبير و تدبّر فرامی‌‏خواند و می‌‏فرمايد:

 1. «كِتابٌ اَنْزَلْناهُ اِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا اياتِه‏ وَ لِيَتَذَكَّرَ اُولُوالْاَلْبابِ3؛ (قرآن) كتابى مبارک‏ است كه آن را به سوى تو نازل كرده‏‌ايم تا در آيات آن بينديشند و خردمندان (از آن) پند گيرند.»؛

 2. «أَ فَلايَتَدَبَّرُونَ الْقُرْءانَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدوا فيهِ اخْتِلافًا كَثيرًا4؛ آيا در قرآن‏ تدبّر نمی‌‏كنند؟ كه اگر از جانب غير خدا بود، قطعاً در آن، اختلاف بسيار می‌يافتند.»؛

 3. «أَ فَلايَتَدَبَّرُونَ الْقُرْءانَ اَمْ عَلىٰ‏ قُلوبٍ اَقْفالُها5؛ آيا به (آيات) قرآن نمی‌‏انديشند يا بر دل‌‏هايشان قفل‌‏هايى نهاده شده است؟».

پسرم؛ «اسماعيل»! تدبير و تدبّر در انسان‌‏ها، به معناى تفكّر و تأمّل و ژرف‏‌بينى، چاره‌‏انديشى، به پايان و نتيجه هر كارى پی‌‏بردن، آن را خوب فهميدن، و عمل‏‌كردن به فهميده‏‌ها است.

بكوش تا قفل دلت را باز كنى و حقايق قرآن را بفهمى. اين هم ممكن نيست؛ مگر اين كه «كليد» آن را از خداوند والا دريابى. از خداوند توفيق بطلب؛ توفيق داشتن عقل، توفيق داشتن علم، توفيق داشتن فهم و بينش، توفيق عبادت و اطاعت خداوند، توفيق خوب‌‏شدن و خوب‌‏زيستن و خوب‌‏مردن، تا اين كه در قيامت، به «خوبى» مشهور و محشور شوى.

اميدوارم كه قرآن در دنيا تو را شفا دهد و در قيامت از تو شفاعت كند. من هم به عنوان يک پدر فرزنددوست، هميشه تو را دعا می‌‏كنم؛ به شرط اين كه عمرت را با قرآن به سر ببرى و مرا در اعمال نيكت شريک گردانى. همچنين براى نگارش اين جزوه نفيس كه درباره «فضيلت قرآن و قرائت سوره‌‏هاى آن» است و نهادن نام «نور خدا در خانه‌‏ها» بر آن براى تشويق ديگران به تلاوت قرآن، تشويقت می‌‏كنم. موفّق باشى!

              پدرت              

اسداللّه داستانى بنيسى‏

پس از مدّتى، حضرت استاد به او سفارش كرد: «روى دعاهاى رسيده از اهل بيت ـ علیهم‌السّلام ـ كار كن.» وى عرض كرد: «پدر! شما قبلاً مرا وقف بر قرآن كرده‌‏ايد و اگر انسان همه عمرش را هم براى تعلّم و تعليم مفاهيم قرآن صرف كند، باز كم است؛ پس چگونه روى دعاها كار كنم؟» فرمود: «دعاهاى اهل بيت ـ علیهم‌السّلام ـ غريبند و كسى در اين زمينه كار نكرده (و عمرش را صرف ننموده) است.» و تا كنون او برخى از ادعيه را تصحيح كرده كه بارها به چاپ رسيده‌‏اند.

او همه اين فعّاليّت‌ها را مرهون الطاف بيكرانه خداوند والا، عنايات ويژه حضرات 14 معصوم ـ علیهم‌السّلام ـ، زحمات طاقت‌‏فرسا و شبانه‌‏روزى مادر مهرْبان و فداكار، و تلاش و دعاى حضرت پدرش می‌‏داند؛ پدرى كه نظيرش كم پيدا می‌‏شود و فرزندانش او را بيش‌‏تر از جان خويش دوست می‌‏داشتند6و تصميم گرفته‌‏اند كه تا می‌‏توانند، در راه پدر و پير راهشان بكوشند و انديشه‏‌هاى اصيل و تابناكش را به عالميان تقديم دارند:

 يک سفارش هم به فرزندان خويش‏‏          دارم و بــر جــمــلــه ايــن دودمــان:

 مــی‌‏تــوانــيــد از فــروغ شــعــر مـن‏‏          اهـــــل دل آيــيـد و  هم روشن‌روان‏

 از فــــروغ تــابـنـاک نـــثـــر و نـــظــم‏‏          كــرده‌‏ام روشــــن چــراغـى بــهرتان‏

 روشــنــايــىّ چــــراغــــم تــــا ابـــد‏          نــــور بـــخـــشــــد بــر تمام خاندان‏

 خــــانــدانــم! بــر «بنيسى» از خدا‏          مــغفرت خواهيد و  هم امن و امان‏

 

پی‌نوشت‌ها:

1. اگرچه حضرت استاد اجازه نداد. شايد دليلش اين بود كه نمی‌خواست مغز و روح فرزندش حتّى به خاطر سرعت‌‏گرفتن در راه علم آسيب ببيند؛

2. ادامه اين شعر در شماره 4 خواهد آمد؛

3. سوره ص (38)، آیه 29؛

4. سوره نسا (4)، آیه 82؛

5. سوره محمّد (47)، آیه 24؛

6. ايشان 4 فرزند دارند كه عبارتند از:

دخترى كه معلّم قرآن و معارف الاهى است؛

آقاطاهر كه ناشر كتب ايشان است؛

آقااسماعيل؛

آقاحبيب كه طلبه و متخصّص علوم رايانه‏‌اى است.

    حضرت استاد درباره ايشان چنين سروده است:

 ندارم غصّه‌‏اى گر من بميرم‏         که از نسلم چهار استاد مانَد

 

 

تمام حقوق اين پايگاه اينترنتی، ويژه مديرعامل شركت رسانه‌گستر بنيسی است و بيان مطلب از این پايگاه اینترنتی، تنها با ذكر منبع بلامانع است.

برای ارائه پیشنهاد یا انتقاد یا ارتباط با مدیر پایگاه  اینجا را کلیک کنید.