|
خاطرات حجّت الاسلام و المسلمين آقاى محسن حائرى
از مرحوم حضرت استاد بنیسی ـ قدّس سرّه ـ قسمت اول
عشق
به اهل بیت (علیهم السلام)
يكى از ويژگيهايى كه در استاد بارز و خيلى روشن بود به طورى كه همگان
به آن اعتراف داشتند عشق به اهلبيت عليهم السلام است به طورى كه در هر
جلسه يا سخنرانى و حتى براى تفريح كه با استاد بيرون میرفتيم هميشه
سخن از فضائل اهل بيت عليهم السلام به ميان میآورد و به مولايش
اميرالمؤمنين على عليه السلام عشق وافر و بسيار زيادى داشت كه از
شعرهايى كه براى مولا سرودهاند1
به روشنى اين مطلب مشخّص میشود استاد دائم دم از على عليه السلام
میزد به طورى كه میتوان گفت شب و روز خودش و كلاً عمر گرانمايهاش
را وقف على و اولاد على كرده است2
برنامههايى كه در طول سال در ايام ولادت يا شهادت و عزادارى اهل بيت
به طور مستمر، برگزار میكردند، نمونه بارزى از عشق و ارادت استاد به
اهل بيت عليهم السلام است. و نيز برنامه جلسه هفتگى دعاى توسل حاكى از
همين اظهار ارادت به ساحت مقدس اهل بيت عليهم السلام است
ايشان به دلیل ارادت خاصّى که به خاندان عصمت و طهارت عليهم السلام داشتند، هر
هفته در قم چندين مرتبه به حرم مشرّف میشدند.
صبح هاى جمعه به مراسم دعاى توسل كه در منزل داشتند حتماً به حرم
مشرّف ميشدند3.
يك روز توفيق داشتم به همراه استاد و پدر بزرگوارشان مرحوم حاج اسماعيل
داستانى و آقازاده شان آقا اسماعيل، به حرم مشرف شويم در صحن حرم كه
استاد بوديم به ما نكاتى از شرافت حضرت معصومه - سلام اللّه عليها - از
جمله داستان ميرزاى قمى، را بيان میفرمودند،6
پدر ايشان با اين كه روحانى بودند5
استاد با احترام خاصى با ايشان برخورد میكردند بهطورى كه هميشه
از پدرشان كمى عقبتر حركت كردند.
نكته مهمى كه برايم جلب توجه میكرد رعايت تمام آداب زيارت و توجه به
حضرت معصومه - سلام اللّه عليها - بهوسيله استاد بود7
استاد
بعد از زيارت حضرت معصومه - سلام اللّه عليها - زيارت وارث و زيارت
حضرت على اكبر با دو ركعت نماز زيارت على اكبر و زيارت ساير شهداء را
ترك نمیكردند.
دقت
در مطالعه
در موقع مطالعه خيلى دقيق بودند.6
دلسوزی نسبت به جامعه
دلسوز به جامعه و خانواده و دوستان بودند به طورى كه اگر جوانى را
میديدند
كه از دين دور شده، با دادن كارتهاى دعا و كتابچههاى كوچك كه خود
استاد نوشته بودند، - آن جوان را با خوشروئى به راه دين میكشاندند.
پاورقیهای مطلب بالا به قلم
محقّق
بنیسی، فرزند
حضرت استاد بنیسی ـ قدّس سرّه ـ
1- بيشتر اشعار حضرت استاد قدس سره در اينباره،
در كتاب «هماى آسمانى» به چاپ رسيده است. البتّه ايشان میفرمود:
«ابتدا كتاب "على عليه السلام از ديدگاه علىّ بن ابیطالب عليه
السلام" مرا بخوانيد؛ آنگاه اين كتاب را. حال چرا؟ بماند!
2- حضرت استاد قدس سره پس از اين كه به حرم مقدّس
علوى شرفياب شد، كشش درونى خاصّى به سوى امام زنده هستى، حضرت
بقيّةاللّه - عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف - پيدا كرد! و بيشتر
اشعار آيينى اواخر عمرش را درباره آن حضرت و هنگامه ظهور سرود.
3-
البتّه معمولاً پيش از جلسه شرفياب میشدند و يا
دستكم تا سر كوچه میرفتند و سلامى به خدمت كريمه اهل بيت عليهم
السلام عرض میكردند. آرى؛ اگر پيش از جلسه وقت نمیشد، چه بسا پس از
آن مشرّف میشدند.
4- آن داستان را حقير از يك سخنران عاليقدر شنيده و
به خدمت حضرت پدر قدس سره عرض كرده بودم. ماجَرا چنين بود كه فردى
در خواب، ميرزاى قمى قدس سره (عالم بزرگ مدفون در قبرستان شيخان قم كه
داراى كَرامات است) را ديده و پرسيده بود: «آيا راست است كه حضرت
معصومه عليها السلام در روز قيامت، همه اهل قم را شَفاعت خواهد كرد؟»
ايشان پاسخ داده بود: «مقام حضرت معصومه عليها السلام بالاتر از اينها
است. اهل قم را من شَفاعت خواهم كرد!».
5- البتّه ايشان انسانى بزرگوار، خدمتگزار،
سكوتپيشه، و اهل عبادت و نماز شب و معنويّت بودند؛ به گونهاى كه
حضرت پدر قدس سره دربارهشان میفرمود: «من پدرم را يك ساعت هم روى
زمين نديدهام؛ چون ايشان هميشه در عالَم بالا و معنويّت و ذكر و دعا
هستند.» البتّه سيْر معنوى ايشان از هنگامه روحانيّت حضرت پدر قدس سره
اوج گرفت. رابطه متقابل اين دو پدر و پسر، شنيدنى است كه مجالى ديگر
میطلبد. سرانجام، ايشان نتوانستند فِراق پسرى اينچنينى را تحمّل
كنند و چندان نپاييد كه چشم از همه بستند و به روى پسر گشودند.
6- ايشان هميشه تأكيد میفرمودند كه در هنگام
توسّل به حضرات اهل بيت و مقربّان درگاه الاهى عليهم السلام آنان را در
جلو چشمان خويش حاضر ببينيد.
7-
يعنى: چنان در درياى كتابها و علوم غوطهور میشدند كه رفت و آمدها
و سر و صداها، ايشان را از مطالعه بازنمیداشت.
|